44- تحولات جدید در مورد یادگیری ریاضیات
ساعت ۳:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۸/۱٧   کلمات کلیدی: یادگیری

تحولات جدید در مورد یادگیری ریاضیات بر تقویت دانش آموز در یادگیری توجه دارد. این امر مستلزم وارد ساختن دانش آموزان در فعالیتهایی است که موجب یادگیری موثر می شوند.این رویکرد با یادگیری سنتی
که در آن مفاهیم و عملیات ریاضی به طور مستقل و بدون ارتباط با یکدیگر از طریق تکرار و تمرین و با حفظ کردن آموخته می شد،در تقابل قرار می گیرد. تحولات جدید،حاصل انقلابی است که از دهه 1960 تاکنون در وانشناسی حاصل شده است.نکات کلیدی این تحولات


 

تحولات جدید در مورد یادگیری ریاضیات بر تقویت دانش آموز در یادگیری توجه دارد. این امر
مستلزم وارد ساختن دانش آموزان در فعالیتهایی است که موجب یادگیری موثر می شوند.این
رویکرد با یادگیری سنتی که در آن مفاهیم و عملیات ریاضی به طور مستقل و بدون ارتباط
با یکدیگر از طریق تکرار و تمرین و با حفظ کردن آموخته می شد،در تقابل قرار می
گیرد. تحولات جدید،حاصل انقلابی است که از دهه 1960 تاکنون در وانشناسی حاصل شده
است.نکات کلیدی این تحولات به شرح زیر است:

1-   تمام یادگیریها با یک تجربه شروع می شوند.بازخورد اطلاعاتی که از تجربه به دست می
آید در ذهن پالایش می یابد و به اتخاذ تصمیم در مورد اطلاعات کسب شده و باورها و
نگرشهای مرتبط با آن می انجامد.سپس اطلاعات واسط سازمان دهی می شود و در حافظه باقی
می ماند.

2-   در حالیکه انسانها توانایی یادآوری چیزهای زیادی دارند،اما توانایی آنها در زمینه
اندیشیدن به چیزهای زیاد،در یک زمان،بسیار محدود است.در نتیجه این محدودیت،اطلاعاتی
که درحافظه بلند مدت اندوخته می شوند،باید به خوبی سازمان یافته باشند.ذهن انسان به
طور طبیعی تجربه های مشابه و تکراری را در حافظه بلند مدت به صورت چیزی که
روانشناسان آن را طرحواره(Schema)می گویند،سازمان می دهد.این طرحواره ها شبکه
پیچیده و در هم تنیده ای از مفاهیم و قاعده ها است که طی زمان طولانی و با تجربه
های مستمر به وجود می آیند.

3-   تجربه های یادگیری جدید،با طرحواره موجود(آنچه که در ذهن جذب شده است)را به کار می
گیرند(همانند سازی)یا موجب نوعی تغییر (که در روانشناسی آن را انطباق می گویند)در
طرحواره ویژه ای می شوند.

4-   طرحواره هایی که به طور طبیعی به وجود می آیند برای هر کس جنبه خاص دارند و معمولاً
فرد از ساختار آنها ناآگاه است.

5-   در حالیکه اغلب یادگیریها از طریق همانند سازی و انطباق طبیعی تجربه ها صورت می
گیرند،عمل یادگیری می تواند از راه تجاربی که از پیش سازمان یافته و طراحی شده
باشند انجام شود.اغلب مطالبی که در مدرسه ارائه می شوند باید دارای این خصوصیت
باشند.آموختن زبان رسمی ریاضی و علایم،نمادها،خواص و اصول مربوط به آن ،امر ساده ای
نیست.فعالیتهای آموزشی باید به مثابه وسیله ای برای ربط دادن تجربه های عادی و
طبیعی فرد با جنبه های علمی و منطقی ریاضیات،عمل کنند.

6-   فعالیتهای آموزشی منسجم و منطقی که برای ایجاد بازسازی مفهومی در یک طرحواره فرد
طراحی می شوند،باید دارای یک جریان سه مرحله ای باشند.نخست،باید عملاًدانش آموزان
در معرض موقعیت یا مسئله ای قرار گیرند که آنها را به استفاده و کشف مفاهیم خودشان
برای فهم آن ترغیب کند.دوم اینکه،مغایر بودن تجربه و دانش قبلی دانش آموزان با
موقعیت و مسئله جدید،موجب تعارض شناختی در آنان می شود.امید می رود که این
تعارض،دانش آموزان را به یک حالت نارضایتی از مفاهیمی که در ذهن دارند برساند.در
مرحله سوم دانش آموزان در جریان تلاش برای حل مسئله متوجه می شوند که راههای اصولی
تری برای آن وجود دارد.این مرحله را باید به منزله یک فرآیند مباحثه بین دانش
آموزان و معلمان قلمداد کرد.به ویژه،هنگامی که اطلاعات جدید بتواند با دانش و تجربه
یا طرحواره های موجود دانش آموزان ارتباط پیدا کند،این مراحل تسهیل می شوند.بدین
ترتیب،هنگامی که اطلاعات در یک زمینه و وضعیت آشنا ارائه می شود انتقال یادگیری
بهتر صورت می گیرد.

7-   طرحواره ها هرگز ثابت باقی نمی مانند.آنها مدام در طی زمان به همراه رشد فرد و کسب
تجارب بیشتر،تغییر می یابند.در حقیقت،در مورد اینکه تکامل تفکر از چند مرحله متوالی
گذر می کند،اتفاق نظر وجود دارد.چند روانشناس متخصص رشد کودکان (مانند Collis,Bigg
1982 وCase1985)،تئوریهای مشابهی در مورد فرآیند رشد از مرحله حسی حرکتی تا رسیدن
به تفکر ارائه داده اند.دانستن این نکته که دانش آموزان دوره ابتدایی همانند
بزرگسالان فکر نمی کنند،اهمیت دارد.آنان در مقابل اطلاعات جدید به صورت عینی- نمادی
واکنش نشان می دهند.فقط در سالهای آخر دوره ابتدایی آنان بین تجربه های مختلف روابط
منطقی برقرار می کنند.ولی باز هم آنان برحسب مفاهیم تجریدی مرکب فکر نمی
کنند.

8-   دانش آموزانی که به طرحواره های اولیه و نه طرحواره های متشکل و سازمان یافته رسیده
اند،به طور فعال در جستجوی تجربه هایی هستند که آنها را به ساختار ریاضی
برساند.

9-   سایر اصول شناخته شده در آموزش ریاضیات به شرح زیر است :

·       هر کودکی می تواند در یادگیری ریاضیات موفق باشد؛

·       حل مسئله باید در کانون توجه آموزش  ریاضیات قرار گیرد.

·       ریاضیات از طریق استدلال کردن و  فهمیدن برای کودکان معنی دار می شود،نه از راه حفظ کردن قواعد و عملیات  ریاضی؛

·       ریاضیات باید به سایر موضوعات درسی و  تجارب روزانه کودک ربط داده شود؛

·       ریاضیات شیوه و راهی برای تفکر و شبکه  ای از اندیشه ها و مفاهیم مرتبط با یکدیگر است؛

·       ریاضیات وسیله ای موثر و پرتوان برای  رشد تفکر خلاق و انتقادی وتوانایی تصمیم گیری است؛

·       ابزار  و وسایل مجسم و عینی،کودکان را  یاری می دهند تاتجربه های عینی را به نمادهای تصویری و در نهایت به نمادهای تجریدی  ربط دهند؛

·       ایجاد راهبردها و رویکردهای سازمان  افته به کودکان کمک می کند که برای حل مسئله به طور منطقی برخورد و عمل  کنند؛

·       توانایی انجام عملیات محاسباتی ،برای حل مسئله ضرورت دارد؛

·       کودکان در یک موقعیت فعال و با کارکردن با یکدیگر،اندیشیدن با هم و برقراری ارتباط و گفتگو درباره ریاضیات،بهتر یاد می گیرند؛

·       فهم کودکان از ریاضیات و رشد عزت نفس در آنان،با پی بردن به این حقیقت که فرهنگهای خودی و سایر فرهنگها در تکوین ریاضیات سهم داشته اند،افزایش می یابد؛

·       آموزشی که با حالتهای دیداری و شنیداری و تعادل همراه باشد،تمام کودکان از آن بهره می شوند.

·       در صورتی که مواد آموزشی به گونه ای تهیه می شوند که آموختن ریاضیات را تسهیل کنند،بر نگرش کودکان و موقعیت آنان در آینده،اثر مثبت دارد؛

·       برای کشف مفاهیم و مسائل ریاضی باید از دستاوردهای فن آوری(ماشینهای حساب و کامپیوتر)استفاده شود.

·       ارزشیابی از ریاضیات باید به گونه ای انجام شود که نشان دهد دانش آموزان چه می آموزند و چگونه می اندیشند.


 
 
 
 


داستان کوتاه

داستان کوتاه

  • انجمن